|

شاید اولین باری که با این واژه آشنا شدم بعد
از فاجعه زلزله بم و شرکت در کلاس نمایش خلاق آقای آقاعباسی
برای آموزش بچه¬های بم بود. یادم می¬آید که در گرمای تابستان
برای رفتن به بم آماده می¬شدیم، اما هنگامی که با بچه¬ها مواجه
می¬شدیم تمامی سختی راه فراموش می¬کردیم و تنها لذت بچه¬ها بود
که به ما آرامش زیادی می¬داد. بچه¬ها که در چادر و در گرمای
طاقت¬فرسا، تشنة آگاهی بودند. و به این نتیجه رسیدیم که شاید
به قول آقای آقاعباسی، نمایش خلاق راه نجات تئاتر و بهتر بگویم
راه نجات انسان امروز است. انسانی که پیشینه خود را فراموش
کرده و توانایی¬های معنوی خود را از یاد برده و بدین¬سان در
بند و آزرده خاطر است، انسانی که عشق را، امید را، لذت را و با
هم بودن را شاید فراموش کرده و چنین پریشان است.
به هر صورت نمایش خلاق برای من، پنجره زیبایی از دنیا و هستی
گشود و بهتر و مهم¬تر از آن این است که می¬توانم که این پنجره
را به دیگران نشان دهم و کودکان را نیز بهتر و بیشتر به یاد
این پنجره بیندازم و در دنیای آن¬ها شریک شوم و این ماجرا لذتی
دارد که فقط باید تئاتری باشی تا بتوانی این لذت را تجربه کرده
باشی.
مجتبی محسنی
|