|
این بازی را برای کار با شاگردان کلاس پنجم
درست کردم که در کلاس های مطالعات اجتماعی شان از پژوهشی در
تاریخ جهان استفاده می کنند. این بازی را چند بار در طول سال،
و هر بار با پیچیدگی بیشتر و با تاکید بر نقش های اجتماعی
مختلف که رشد درک شاگردان را از پیچیدگی سیاست اجتماعی نشان می
دهد، کار می کنم.
آمادگی:قبل از کلاس، مجموعه ای کارت برگه تهیه
کنید و روی هر یک از آنها «نقش اجتماعی» متفاوتی بنویسید. این
ها اغلب باید نقش هایی باشند که در همة فرهنگ ها هست، مثل نقش
روحانی یا کشاورز، اما ممکن است چند نقش ویژة هر فرهنگ هم- مثل
فرعون در فرهنگ مصر- در میان آنها باشد. کارت برگه های من شامل
این نقش ها هستند: کشاورز، مأمور، مالیات، شکارچی، پرستار،
جادوگر قبیله، کشیش، شاه، برده، کارگر، کودک، معلم، شاگرد،
پدر،مادر، خطاط، نقاش، فیلسوف و... بسیاری از نقش های دیگر را
هم می توان نوشت. یادتان باشد که در بیشتر جوامع شخص ممکن است
چند نقش داشته باشد؛ مثلاً پدر یا مادر، معلم و پرستار؛ یا
بچه، دانش آموز و کارگر.
اگر بخواهیم این درس به مبحث خاصی در مطالعات
اجتماعی کمک کند، باید از نقش های خاص آن مبحث که مطمئناً در
دسترس هستند، و البته تصور آن ها مشکل تر است، استفاده کنیم.
(مثلاً مصریان باستان برده، فرعون، معلم، کاهن، کشاورز، کاتب
و غیره داشتند و این نقش هایی است که در ارتباط با مصر باستان
فکر کردن به آن دشوار نیست. اما درک نقش هایی مثل جادوگر قبیله
در ارتباط با آن کشور برای بچه ها مشکل است. چون بیشتر کتابها
از جمله کتاب درسی شاگردان من ظاهراً از این واقعیت آشکار بی
خبرند که چنین آدم هایی هم باید در مصر باستان باشند. من
لزوماً آن نقش ها را از میان دسته کارت ها بیرون نمی کشم، اما
می کوشم از تلاش مضاعفی که آن ها به کار می برند. آگاه باشم.)
بحث قبل از بازی:من بحث را با شاگردانم دربارة
مفهوم نقش های اجتماعی آغاز می کنم. ما دربارة شیوه های تقسیم
کار در فرهنگ ها و دربارة این که با رشد فرهنگی نقش های تخصصی
افزایش می یابند، صحبت می کنیم. فقط سه یا چهار قرن پس از آن
که نخستین اروپایی ها در آمریکا اقامت گزیدند، فرهنگ ما از
فرهنگی که در آن هر کس می بایست شخصاً بیشتر کارهای مربوط به
بقاء فردی مثل شکار، کشاورزی، خانه سازی و تعلیم و تربیت
فرزندان را انجام می داد، به فرهنگی تبدیل شده که بیشتر مردم
در ساختار اجتماعی بزرگتر شغل هایی بی نهایت تخصصی دارند و
اصلاً تصوری از بازی در نقش شخص دیگری ندارند. علاوه
بر تخصصی شدن، جوامع هم چنین می کوشند که در ثروت و موقعیت
طبقه ها تفاوت هایی هم ایجاد کنند و آنها را گسترش دهند.
دربارة این پدیده به طور کلی بحث می کنیم، چون
بخصوص به تمدن هایی مربوط می شود که بچه ها در کلاس درس آن را
می خوانند. بعد بحث را به مشترکات بین نقش های اجتماعی در تمدن
های مختلف می کشانم.خیلی از تمدن های مختلف جادوگر قبیله داشته
اند، خواه آنها را به این اسم می نامیده اند یا نه، و حتی اگر
این مردان و زنان مقدس از نظر ظاهر کاملاً متفاوت بوده اند،
اما به سادگی می توان دید که همگی در جهان خاص خود جایگاه
مشابهی داشته اند. در مورد شاهان هم همین را می توان گفت. خواه
آنها را شاه، امپراطور، فرعون و یا هر چیز دیگری می نامیدند.
آیا ما در فرهنگ خودمان زیر گروه هایی نداریم که بتوانیم آنها
را با رعیت های سرف اروپا در قرون وسطی مقایسه کرد؟ یا در مورد
اقوامی که هرم ها را ساخته اند؟ چون من معمولاً این درس را با
کلاس پنجم کار می کنم، بحث ها کاملاً داغ می شود و در آن شتابی
به خرج نمی دهم.
بازی:قواعد بازی کاملاً ساده اند، چون آمادگی
از قبل ایجاد شده. افراد گروه به شکل دایره می نشینند. یک نفر
داوطلبانه به مرکز دایره می رود و به کارت برگة رویی نگاه می
کند(درستش این است که من همیشه طوری کارت ها را می گذارم که
بفهمم چه کسی چه ورقی را بر می دارد. از این طریق می توانم هر
کسی را وادار کنم که بدون این که بیش از حد ناامید شود، دست به
چالش بزند). وقتی که شاگرد دید که چه نقش اجتماعی را قرار است
برعهده بگیرد، کاری را که ما از آن نقش انتظار داریم به صورت
پانتومیم اجرا می کند (مثلاً اگر روی برگه نوشته شده «معلم»
شاگرد ممکن است نشان دهد که روی تخته می نویسد یا برای یک بچة
شیطان سخنرانی می کند.) بقیة افراد می کوشند آن نقش اجتماعی را
حدس بزنند، اما هیچ یک حدس خود را ابراز نمی کند. بلکه، همچنان
که فکر می کنند نقش اجتماعی راشناخته اند، آنها هم به شاگرد
اولی در داخل دایره می پیوندند تا تمرین متفاوتی را با
پانتومیم بازی کنند که همان نقش را نشان دهند (اگر دانش آموزی
با پانتومیم روی تخته می نویسد، بعدی ممکن است بلند خواندن
برای کلاس را نشان دهد). شاگردان دیگری هم به دایره می پیوندند
تا جایی می رسدکه اکثر شاگردان کلاس از جا برخاسته اند. بعد
سرکرده بازی را متوقف می کند و از کسی (غیر از آن که اول شروع
کرده بود) می پرسد که نقش اجتماعی به نظر او کدام است. اغلب
این شاگرد کسی است که نقش را اشتباهاً انجام می داد، اما
معمولاً شما می توانید با رفتن به این طرف و آن طرف اتاق کسی
را پیدا کنید که نقش را درست بازی می کرد.
من همیشه مواظبم که اگر کسی نقش را نفهمید،
کار طوری به نظر نرسد که انگار اولین شکست شاگردان است.
همینطور معمولاً باید در برابر این تمایل در بعضی از شاگردان
که می کوشند آن را مشکل کنند، موضع بگیرم. به آنها می گویم هدف
این است که هر کسی آن را درست دریابد. اما این یک تلاش دسته
جمعی است. بعد تا آنجا که وقت داشته باشیم بازی را با نقش
اجتماعی دیگری تکرار می کنیم.
مرحله بعد از بازی: این بازی به طور طبیعی بحث
زیادی بر می انگیزد. در این باره صحبت می کنیم که چه چیزی باعث
شد حدس زدن در مورد نقش های اجتماعی خاصی برای دیگران ساده
باشد. اگر در دوره هایی از بازی کار به نحوی تماشایی خراب
شده-= یعنی هیچ کس جواب درست نداده یا تقریباً همه جواب غلط
داده اند- بحث می کنیم که چرا این طور شده. اغلب این طور در می
یابیم که این فرصت بزرگی برای صحبت کردن دربارة شایعه و نگرشی
قالبی و کلیشه ای است. چیزی که مرتب اتفاق می افتد این است که
یکی از اولین آدم ها به کسی که بار اول در دایره پاسخ غلط داده
بپیوندد و فعالیت نقش دیگری را به صورت پانتومیم نشان دهد.
افراد دیگری که بعد شرکت می کنند، از این پاسخ
متأثرند و به این ترتیب افراد بیشتری به این راه نادرست کشیده
می شوند. من می کوشم بچه ها را وادار کنم که بین این امر و
آنچه که درجامعة مدرسة خودشان اتفاق می افتد (یعنی مثلاً وقتی
که شایعه ای به راه می افتد، تشابهی پیدا کنند. شخصی که شایعه
را شروع می کند ممکن است نظر سویی نداشته باشد، ممکن است فقط
اشتباه کرده باشد، اما خیلی زود شایعه راه خودش را می گیرد و
حتی اگر آن نفر اولی بفهمد که اشتباه کرده، دیگر خیلی دیر
باشد .) می کوشم بگذارم بحث تا هر جا که می خواهد بکشد.
|