نمایش از کتاب های مصور

    اغلب برای شروع در کلاسم از کتاب های مصورکودکان شروع می کنم ودر زیر بعضی پیشنهادها بر مبنای روش من در چگونگی برگرداندن کتاب های مصور به درس نمایش خلاقه ارائه شده است.

 
نمایشی کردن داستان کوتاه ساده

این ساده ترین و سرراست ترین شیوه است، اما اغلب نتیجۀ پیچیده ای دارد. بعد از خواندن داستانی برای کلاس می توانید بچه ها را وادار به بازی آن داستان کنید این کار هم برنامه ریزی دقیق و هم انعطاف می طلبد . در کار با بچه ها در سنین بالاتر من از تختۀ سیاه استفاده می کنم، اما برای بچه های کوچک این کار نتیجۀ عکس دارد. با این حال باید برنامه ریزی کنید که چه کسی چه نقشی را بازی می کند و کدام قسمت از داستان باید بازی شود و معمولاً همین طور تا آخر هم پیش می روم. همانطور که گفتیم گرچه به نظر این ساده ترین شیوه است، در عمل انجام آن ساده نیست. معمولاً من روش دقیق تری مثل یک از روش های زیر را ترجیح می دهم.

تمرین حل مسأله

قبل از خواندن داستان به بچه ها می گویم که ما بعداً بعضی از صحنه های این داستان را بازی می کنیم. برای این که این کار به خوبی انجام شود، با رعایت مقررات کلاس، سعی می کنیم ازخلاقیتمان استفاده کنیم . به بچه ها می گویم که در همان حال که به داستان گوش می دهند ، باید فکر کنندکه وقتی می خواهیم داستان را بازی کنیم چه مسایلی ممکن است پیش بیاید . برای این تمرین داستانی پر ماجرا به نام فردیناند انتخاب کرده ام گرچه این داستان پر از خشونت است، اما ما درکلاسمان قرار گذاشته ایم که هیچ کس نباید به کسی بخورد و همیشه باید در این مورد مواظب باشد. وقتی داستان تمام شد ، دربارۀ مسایلی که قبل از بازی صحنه های هیجان انگیز خواهیم داشت، صحبت می کنیم معمولاً بچه ها را وادار می کنم که صحنه را بازی کنند، به جای این که بکوشند داستان راتوصیف کنند. صحنه های زد و خورد را حرکت آهسته می کنیم که بچه ها عاشق آن هستند. مسایل هر چه باشند باکمک همۀ بچه ها و نظر خواهی از همه آنها را برطرف می کنیم .


حاشیۀ صوتی

من داستان را می خوانم و تصویر ها را به سرعت نشان می دهم . اگر کتاب مختصر باشد روی هر تصویر و یا هیجان انگیز ترین تصویرها مکث بیشتری می کنم . وقتی روی تصویری مکث می کنیم ، از بچه ها می خواهیم که توجه کنند در این تصویر نشان داده شده ، کدام صحنه را ممکن است بشنویم. می کوشم آن ها را واقعاً به عمق داستان هدایت کنم . در تصویری از یک گاو در مزرعه غیراز صدای گاو صدای های دیگری هم هست. صدای جوجه ها ، صدا پره های بادنما، صدای چکمه ها در گل ، صدای سگ پاسبان، صدای زنگوله ، دری که جیر جیر می کند، پرنده های آسمان ، همۀ این ها حاشیۀ صوتی ایجاد می کنند. سعی می کنم مثل رهبر ارکستر صدای ها را روی تصویر رهبری کنم، آن ها را بالا و پايین ببرم و در نهایت قطع کنم . بعد به اول کتاب بر می گردیم و من آن را دوباره می خوانم، اما این بار هر وقت تصویری را نشان می دهم، بچه ها خود به خود صدا ها را در می آورند. ( معمولاً با بچه های کم سن وسال تر من همچنان صداها را رهبری و به موقع قطع می کنم، اما بچه های بزرگتر وقتی کتاب ورق می خورد، خودشان صداها را قطع می کنند.) نتیجۀ ان کار داستان گویی ملایمی همراه با حاشیۀ صوتی است این تمرین با بچه های کودکستانی بهترین نتیجه رامی دهد.
 

پانتومیم روایی

این کار ساده ای است که می توان با هر داستانی خواه ازکتاب یا هر جای دیگری انجام داد، اما این جا من از کتاب استفاده می کنم که منبع خوبی است. ساده ترین شکل آن از این قرار است: هر کسی فضای خودش رادر اتاق پیدا می کند . هر کسی داستان خودش را دارد. هم چنان که معلم داستان ساده را می خواند یامی گوید ، هر کس برای خودش آن را بازی می کند. معمولاً صدایی در کار نیست.هر کدام از بچه ها حرکت قهرمان داستان را درمی آورد و بر پنج حس متمرکز می شود و حقیقتاً ماجراهای شخصیت را تجربه می کند. این تمرین با بچه های دبستانی نتیجۀ بهتری دارد.

تصویر های فوری

کتابی را برای کلاس بخوانید، اما تصویرها را به آن نشان ندهید. برایشان توضیح دهید که تصویر گر چگونه صحنه های داستان را می بیند. راه های زیادی هست. گاهگاهی صبر کنید، اگرکتاب مختصر است ، گاهگاهی یک تصوير در نظر بگیريد و از بچه ها بخواهید که تصویرهای خودشان را بیافرینند و آن ها را با بدن های خود به صورت تابلو مجسم کنند. این کار بسته به سن و سال بچه ها کم و بیش آن ها را درگیر می کند. از بچه های کوچک می خواهم با هم کار کنند و تصویری بسازند. (گاهی بهتر است که اول داستان را بخوانیم و بعد برگردیم و تصویر سازی کنیم که البته بستگی به میزان پیچیدگی داستان دارد.) من این تمرین را دوست دارم، چون تقریباً با هر کتابی قابل اجراست و به آمادگی و برنامه ریزی نیازی ندارد، چون اگر به هر دلیلی برنامه ریزی می کردم و نمی شد مایۀ دوباره کاری بود . مثلاً درسی را با موسیقی برنامه ریزي می کردم و ضبط صورت را در خانه جا می گذاشتم این طوری می توانم هر کتابی را از قفسه بردارم و شروع کنم این تمرین با بچه های دبستانی نتیجۀ بهتری دارد.

ماجرا چیه ؟


« وودی آلن » زمانی با استفاده از یک فیلم « ب » جاسوسی ژاپنی و باپیرنگی کاملاً متفاوت به انگلیسی فیلمی ساخت. این فیلم الهام بخش این تمرین است.

می توان آن را با یک کتاب آشنا ویا با کتابی که دانش آموزان هرگز آن را ندیده اند، کار کرد. گرچه اگر کتاب شناخته شده باشد، تغییراتی راباید در کار ایجاد کرد. اندیشۀ این کار خلق داستانی تازه با استفاده از تصویرهای یک کتاب مصور است. این پروژه چند درس را در بر می گیرد.
با نشان دادن کتاب به کلاس درس شروع کنید، اما آن را نخوانيد (اگر کتاب آشناست، احتمالاً بهتر است که آن را بخوانید تا همۀ کلاس به یک نسبت با آن آشنا شوند میشود.ما اگر شناخته شده نیست نخوانید. ) بعد بازهم آن رامرور کنید. معمولاً تا این جا وقت کلاس تمام می شود. اگروقت تمام نشده کار دیگری بکنيد تا افکار فرصت برانگیخته شدن داشته باشند درجلسۀ بعد پروژه را دنبال کنید.

کلاس را به گروه های کوچک تقسیم کنید. چهار یا شش گروه خوب است. اگر چند نسخه از کتاب دارید ، هر یک را به گروهی بدهید. اگر کتاب ها مال خودتان هستند، روی کلمات را به طریقی، با نوار چسب و امثال آن بپوشایند . اگر نیست، خیلی اهمیتی ندارد که در این مرحله کلمات را ببینند هر گروه باید روی یک داستان کار کند و آن رابه نمایش درآورد از لباس ها و وسایلی هم که در اختیار دارید، یا خود بچه ها پیدا می کنند، استفاده کنید . من اغلب برای این کار از هیچ لباسی یا وسیله ای غیر از نیمکت های کلاس استفاده نمی کنم ، اما علت این کار این است که مجموعۀ لباسی رادر اختیار ندارم . ( این پروژه باعث می شود که به فکرش بیفتم) مفید هم هست. این پروژه ممکن است یک دوره یا بیشتر وقت کلاس را بگیرد ، اما با بچه ها کوچک تر باید سریع تر کار کرد.
وقتی گروه ها ( همراه با مربی و در صورت لزوم دستیاران ) کارهایشان را تمرین کردند، آن ها را برای کلاس اجرا می کنند. وقتی پروژه تمام شد، می توانید داستان اصلی را بخوانید و دربارۀ، شباهت ها و تفاوت ها بحث کنید. این تمرین با بچه های سال آخر دبستان و یا بزرگترها نتیجۀ بهتری دارد.

نمایش نقش ساده

« نمایش نقش » شکل پیچیده ای است که از بریتانیا آغاز شد و در آن دانش آموزان نقش هایی را خواه با استفاده از خلاقیت خودشان و یا براساس آن چه که در این تمرین ها پیشنهاد می شود، بر می گیرند و بعد به عنوان شرکت کنندگان متفکر وارد نمایش می شوند. ممکن است این کار برای مربیان کمی دلهره آور باشد، چون نتیجۀ کار معلوم نیست و چون مربی را هم بارها درگیر نقش می کند، اما تمرینی بسیار سودمنداست.

در کار نمایش نقش بچه ها باید نقش هایی را انتخاب کنند، به آن ها عکس العمل نشان دهند و در آن ها بازی کنند، تصمیماتی که می گیرند شخصی نیست و بر این اساس موقعیتی واقعی است که شخصیت های آن ها در آن قرار دارند. این مورد را من قبلاً شرح داده ام و کتابی هم دربارۀ آن نوشته ام . این تمرین بسیار ساده است و یکی دو روز وقت می برد. آن را می توان با چندکتاب کارکرد، اما من از نمونۀ خاصی استفاده می کنم، چون راحت تر می توان مراحل کار را شرح داد. آن چه در پی می آید توصیفی از درس « نمایش نقش » است که من با مهد کودکی ها براساس آن کتاب کار می کنم.اسم کتاب « بچۀ کوچولوی سنوکل قلیجور » نوشتۀ جیمی وای کارتر است. با خواندن قسمتی از کتاب شروع می کنم . تصویر ها را به بچه ها نشان نمی دهم، حتی لفاف روی جلد را هم در می آورم که معلوم نشود چه کتابی است. در داستان « جرمی» نوجوان معلولی است که وقتی غولی دریایی در آب ظاهر می شود، روی شن های ساحل مشغول بازی است . من در خواندن یا گفتن داستان بیشترین تأکید را بر این واقعیت می گذارم که اگر غول غول باشد هیچ کس نمی تواند از نزدیک به او نگاه کند و این که چند حالت مختلف می تواند داشته باشد پس می ایستم و کتاب را می بندم ، به بچه ها می گویم حالا می خواهیم وانمود کنیم همۀ ساکنان شهری هستیم که این حادثه در آن جا روی می دهد . هر دانش آموزی می تواند تصمیم بگیرد که می خواهد چه کسی باشد . هر کدام از ما چیزی را در آب دیده ایم ، یا شواهدی از یک پدیدۀ عجیب را مشاهده کرده ایم، اما هیچ یک از نزدیک به غول نگاه نکرده ایم . از خطر آگاه و به یک جلسۀ عمومی با مردم شهر فرا خوانده می شویم. من نقش شهردار رابازی و جلسه را اداره می کنم. هر کسی باید برای مردم بگوید که چه دیده و چرا احساس خطر کرده است همین که من چرخی بزنم شهردار شده ام .

پس می چرخم و شهردار می شوم ( من می خواهم از همۀ شما تشکر کنم که به این جا آمده اید . من نگرانی زیادی شما را در مورد حوادث عجیبی که روی داده و مناظر شگفتی که روی امواج نزدیک ساحل دیده شده، درک می کنم . ممکن است یک نفر آن چه را که دیده برای ما بگوید؟ » این را به بچه ها می گویم که دارند داوطلب می شوند و همچنان در نقش از آن ها پرس و جو می کنم و در تمام مدت آن ها را هدایت می کنم که شخصیت هایشان رابا تفصیل کامل بازی کنند.

« عذر می خواهم، آقا! قبل از آن که ادامه بدهید، می شود خودتان رامعرفی کنید؟ کی هستید و شغل شما چیست؟ کجا زندگی می کنيد؟ بسیار خوب حالا مسأله شما چیست؟ » می کوشم که بحث را زنده و منطقی پیش ببرم و در همان حال به هر کس فرصت حرف زدن می دهم . « وای ، ترسناکه، کس دیگه ای هم چنین چیزی دیده ؟ فکر می کنید چی ممکنه باشه؟ » و ادامه می دهیم تا همه فرصت شرکت در بازی را داشته باشند . من برای تداوم این بازی و پیش کشیدن کارهای دیگر می گویم « خب، خانم ها و آقایان ، گزارشگر برنامۀ اخبار روز این جاست و می خواهد با بعضی از شما ها گفتگو کند. اشکالی که نداره؟ وقتی من چرخی بزنم ، گزارشگر خواهم شد. » بعد دور می زنم و گزارشگر می شوم و با بعضی از بچه ها مصاحبه می کنم. ( کاری که من می کنم و ظاهراً تفریح زیادی برای بچه ها دارد، این است که با اوقات تلخی به فیلمبرداری خیالی به اسم «باب» که آدم بی دست و پایی است، اشاره هایی می کنم.البته در این جا نیازی به مهارت بازیگری نیست و مربی نباید دغدغه ای دراین مورد داشته باشد. )

به عنوان گزارشگر گاهگاهی اعلام می کنم که کوشش های ما برای گرفتن فیلم از هیولا به جایی نرسیده است ومی گویم « چون اغلب شما آن رادیده اید ، نمی دانم آیا می توانید تصویری از آن برای ما بکشید ؟» به این ترتیب ما نوع دیگری از خلاقیت را به نمایش می کشیم .

تا این جا درس ما حداقل یک دو جلسه به طول انجامیده . بعد باید دوباره به داستان رو بیاوریم وباز هم آن را بخوانیم و به جایی برسیم که آن غول دریایی رفتاری دوستانه درپیش بگیرد ( یا تا آخر داستان ) بعد می توانیم به فعالیتی دیگر رو کنیم و با بدن هایمان خواه فردی وخواه جمعی آن غول را بیافرینیم ( ر.ک. به نمایشگاه مجسمه). یا می توانیم با نمایش داستانی ساده پایان ساده را بازی کنیم . اگر من در این نقطه متوقف شده ام به این دلیل است که می کوشیم داستان را به اشکال گوناگونی به پایان برسانیم . شما هم می توانید کارهای مختلفی بکنید.

در « نمایش نقش » نکته این است که بگذاریم داستان خودش جا برای کارهای گوناگونی داشته باشد، به طوری که هر داستانی لزوماً به فعالیت های مختلفی بیانجامد. امیدوارم این شرح مختصر به شما کمک  کند تاببینید که چه طور می شود به داستانی نزدیک شد و « نمایش نقش » خلق کرد. این تمرین با همۀ گروه های سنی امکان پذیر است ، اما سطح پیچیدگی را نباید از نظر دور داشت .
 



 

 
 
درباره نمايش خلاق
پروژه های اجرايي
اخبار
عکس
درس های نمايش خلاق
مربيان
کتاب و مقاله
گفتگو
فيلم