تجربيات مليحه پورمحي آبادي
 

1- در مدرسه نوانديشان كه سال پيش در آن جا مشغول بودم ساعتم را طوري تنظيم مي كردم كه بتوانم 15 دقيقه دستگرمي كار كنم و بعد از آن به فعاليت هاي ديگر بپردازم .مثل تمرينات بداهه- تصور هدايت شده و ... كه موفقت آميز بود و نتيجه موردنظر به دست آمد .در سال جديد در همان مدرسه و مدرسه ستاره هاي معرفت خواستم شيوه جديدي را امتحان كنم. جلسات اوليه را اختصاصاً دستگرمي كار كردم وتمريناتي كه مستلزم تمركز بيشتري بود را به جلسات هفتم به بعد موكول كردم. البته بد نيست و اين هم يك نوع از كار است اما فكر مي كنم اگر كودك از همان جلسات اوليه با كليات كار آشنا شود و در يك ساعت حداكثر 15 دقيقه فعاليت هاي دستگرمي را كار كنيم و تمرينات ديگر را ازهمان جلسات اوليه آغاز كنيم نتيجه بهتري خواهيم گرفت.

2- در يك كلاس كودكان متفاوتي وجود دارند و قاعدتاً نحوه برخورد هركدام با يك تمرين متفاوت است .مثلاً به نظر يكي از آنها تمرينات بچگانه باشد .او دوست ندارد عمو زنجيرباف را كار كند يا اينكه پاييزه پاييزه را بخواند، چون احساس بزرگي مي كند يا اينكه خسته است،‌ گرسنه است و يا خجالت مي كشد. يكي از راه هاي برخورد با اين مشكل صحبت كردن با كودك است .آن هم به تنهايي، تا او متقاعد شود. اما اگر هم متقاعد نشد، نبايد او را به زور وارد بازي كرد چون احساس مي كند مربي به او احتياج دارد. بنابراين تمرين تاثير لازم را نخواهد گذاشت. چه بسيار مواقعي كه كودكي ابتدا بازي نمي كرده است ،اما بعد كه بازي بقيه را ديده است ، آرام آرام بي آنكه توجه مربي را به خود جلب كند وارد بازي شده است. نحوه برخورد مربي در اينگونه مواقع بسيار مهم است.

 

 

 

 
درباره نمايش خلاق
پروژه های اجرايي
اخبار
عکس
درس های نمايش خلاق
مربيان
کتاب و مقاله
گفتگو
فيلم