|
همیشه با خودم فکر می کردم کار کردن با افراد معلول خیلی
سخت و گاهی هم غیر ممکنه ولی امروز بعد از تجربه مهرسرای
المهدی ، کانون ناشنوایان و توانبخشی پویا به جرات میگم ، بسی
شیرین تر از عسل و راحت تر از تعریف یک خوابه.
دیروز رضوان چنان کاری کرد که مسیر خانه را مدام از شوق و
هیجانی که داشتم اشک می ریختم. رضوان یکی از افراد معلول ذهنی
توانبخشی پویاست. با تمام وجودش برام احساس پاک و صادقانه اش
را نوشته بود. رضوانی که جلسات اول تنها حضور فیزیکی داشت و
هیچیک از فعالیتها را درک نمی کرد و زیر بار انجام آنها نمی
رفت ، حال قلم به دست گرفته و می نویسد ، صدای آرامش را بلند
می کند تا من و بقیه بشنویم. در پوست خودم نمی گنجم چرا که می
بینم اگر روز اول بچه ها بعنوان یک کلاس فوق برنامه به نمایش
خلاق نگاه می کردند ، امروز آنها به آن احساس نیاز می کنند و
با خواهش و تمنا خواستار برگزاری تعداد جلسات بیشتری در هفته
هستند. ای کاش همه این نیاز را درک کنیم و به این باور برسیم
که نمایش خلاق، روح و جسم آدمی را در راستای بهتر زیستن هدایت
می کند.
و حال نامه رضوان را همه بخوانیم:

|