کار خود را با شرکت در کلاس های نمایش خلاق استاد آقاعباسی شروع کردم.

خلاقیت یک نوع حسی است که در درون همه وجود دارد که زمینه ای برای ابراز آن می خواهیم. با کار نمایش خلاق دید بچه ها نسبت به محیط اطرافشان فرق می کند به چیزهایی که تا به حال توجه نمی کردند با دیدی بازتر نگاه می کنند. نماش خلاق منجر به باز شدن ذهن می شود و قدرت اعتماد به نفس را بالا می برد. نمایش خلاق زمینه ای برای ابراز وجود و استعدادهای درونی بچه ها فراهم می کند. هدف ما در نمایش خلاق می تواند تربیت همراه با سرگرمی باشد یعنی با انجام کاری به صورت سرگرمی از بچه می خواهیم کاری بکند.
یا این که به طور غیرمستقیم مطالبی را که در ذهن دارد، بیان کند. در نمایش خلاق افراد از نظرها و عملکردها و کارهای دیگران هم بهره می برند.
الهه محمدی زاده،  دانشجوی ترم آخر کامپیوتر

 

-    -    -

 

پرورش و رشد خلاقیت نوآوری استعداد
مبارزه با مشکلات با هماهنگ سازی
گسترش فرهنگ ارتباط و برخورد با دیگران اهدافی است که از این برنامه ها استنباط می شود.

الهام سالاری،  مدیر مهدکودک

 

-    -    -



     نمایش خلاق: هدف از این فعالیت ظاهر کردن استعدادهای درونی است. هر چند در ابتدای صحبت درباره نمایش خلاق افراد فکر می کنند باید نمایش بازی کنند. بعد کم کم متوجه می شوند که منظور اجرای نمایش و تئاتر نیست بلکه اجرای کارهای جدید و متفاوت با کارهای روزمره و تلاش برای ایجاد هیجان و تنوع در زندگی و دوری از تکرار و روزمرگی زندگی است. با این فعالیت افراد از فکر و مشکلات و گرفتاری های خود رهایی می یابند و دید تازه ای به زندگی پیدا می کنند. انجام کارهایی غیرعادی و غیرروزمره که باعث ایجاد نشاط می شود و افراد روحیة شاداب تری پیدا می کنند. با نمایش خلاق تا حدودی با طرز فکر دیگران آشنا می شویم و اگر فردی کمرو و خجالتی باشد [مانند من که حتی یک کنفرانس هم در دانشگاه نداده ام و به همین خاطر نمرة زیادی از دست دادم] باعث اعتماد به نفس و پیشرفت و قدرت ابراز وجود او می شود.

سوده محمدی زاده ،  دانشجوی سال آخر رشته زیست شناسی

 

-    -    -

 

روزی که به تالار بسطامی دعوت شدم. بیشتر به خاطر عکس گرفتن بود چون جلسه ای که به آن دعوت شده بودم بیشتر مربیان مهدکودک بودند.

در ابتدا صحبت های آقاعباسی بود که در مورد نمایش خلاق صحبت می  کرد. بعداز آن هم برگزاری کلاس ها و ...
که من وقتی خلاقیت های بچه ها. و هیجان آن ها را دیدم واقعاً علاقمند شدم. و شیفته شدم که در کلاس های نمایش خلاق شرکت کنم.

به همین علت از دکتر خواستم که آیا من هم می توانم در این کلاس ها شرکت کنم. که دکتر هم پذیرفتند قرار شد. که چند جلسه در کلاس ها شرکت کنیم. که در جلسة آخر آقاعباسی اسامی چند تن از بچه ها را نوشت و من هم یکی از آن ها بودم.

جلسه ای گذاشتیم در مرکز محلی که همة آن بچه هایی که برای برگزاری کلاس نمایش در مدارس انتخاب شده بودند شرکت داشتند.

من و آقای عسکری هم دو مدرسه عماد و مدرسه جهاد را قبول کردیم که برویم و کلاس نمایش را برگزار کنیم.
با هماهنگی در مدارس و تعیین ساعات برگزاری کلاس به مدارس رفتیم.

در مدرسه عماد: مدیر مدرسه با کمال خرسندی قبول کردند و استقبال گرمی داشتند قرار شد شنبه ها به آنجا برویم و. با رفتن در مدرسه عماد با استقبال گرم بچه ها روبرو شدیم. و در روز اول حدود 29 نفر دانش آموز داشتیم که به علت باران باریدن در حیاط مدرسه نتوانستیم برگزار کنیم و مجبور شدیم در کلاس برگزار کنیم.

هیچ مشکل خاصی در رابطه با بچه ها نداشتیم. فقط چند نفر از بچه ها که داوطلبانه خودشان نخواستند شرکت کنند و از کلاس بیرون رفتند و در آخر 23 الی 25 نفر از بچه ها باقی ماندند که خیلی تمایل داشتند شرکت کنند. گاهی از اوقات بچه ها خجالت می کشیدند که حرکت ها را انجام دهند مثلاً حرکت یا صدای حیوانات که کم کم در جلسات بعدی آن مشکل را نداشتند و آشن تر شده بودند.

و احساس می کردند که همة آن ها خلاق هستند. گاهی اوقات بچه ها خودشان پیشنهاداتی می دادند. و ما با کمال رضایت به آن ها گوش می کردیم. و اگر مشکل خاصی نبود انجام می دادیم.
در واقع در مدرسه عماد هیچ مشکل خاصی با مدیران و شاگردان نداشتیم و طوری شده بود که بچه ها در آخرین جلسه از ما مرتب سؤال می کردند. که جلسه دیگه هم می آئید یا نه.

و در پایان جلسه هم بچه ها از ما خواستند که برای آن ها خاطره و شماره تماس بنویسیم.

در مدرسه جهاد: هم بعد از هماهنگی کلاس ها قرار شد پنج شنبه به آن جا برویم.

وقتی پنج شنبه برای برگزاری کلاس به مدرسه جهاد رفتیم باز هم مدیر مدرسه با ما همکاری لازم را داشتند و اسامی بچه ها را از قبل آماده کرده بودند. و ما را راهنمایی کردند به سالن اجتماعات کلاسهایمان را برگزار کنیم. در ابتدا بچه ها خیلی سرو صدا داشتند و اذیت می کردند. وقتی با آن ها صحبت کردیم آن ها علاقمند شدند و بیشتر از اسامی داده شده استقبال داشتند و دوست داشتند شرکت کنند. ولی خلاقیت آن ها از دختران بیشتر بود مخصوصاً آقای ناروئی که از خلاقی ترین بچه های کلاس بود. وقتی که وارد می شدیم همة بچه ها با صدای دست و شادی از ما استقبال می کردند. و در تمامی جلساتی که در این مدرسه بودیم هیچ مشکل خاصی با شاگردان و مدیر آن مدرسه نداشتیم در مدرسه ملاصدرا که جایگزین دو نفر از بچه ها که مشکل داشتند رفتیم. و چون وقت نبود. مجبور شدیم چهار ساعت با هم کار کنیم. چون به سال نو چیزی باقی نمانده بود. وقت نداشتیم. مشکل مان فقط نداشتن جای مناسبی بود برای برگزاری کلاس ها. و یکی دیگر از مشکلاتی که در مدرسه ملاصدرا داشتیم این که بعد از تمام شدن کلاس نمایش جلسه اول مدیر مدرسه با من در میان گذاشتند که به علت این که شاگردان دبیرستانی هستند نباید مرد به آن مدرسه بیاید. که چون ما فقط همان یک جلسه قرار بود به آن مدرسه برویم مشکل نداشتیم واز جلسه بعد خانم ها سالاری جبدرانی خودشان برای برگزاری کلاس ها رفتند.

پیشنهاداتی که طی این چند جلسه شاگردان مدرسه جهاد-عماد- داشتند رفتن به جاهای تفریحی به عنوان اردو برگزاری کلاس نمایش خلاق با نمایش همراه باشد.

در پایان: واقعاً برگزاری کلاس ها در این مدارس عالی بود و جدا شدن از بچه ها برایمان خیلی سخت بود.

 

 معصومه دهقانی

   

 
 
درباره نمايش خلاق
پروژه های اجرايي
اخبار
عکس
درس های نمايش خلاق
مربيان
کتاب و مقاله
گفتگو
فيلم