|
بخشی از یادداشت های آقاي آقا عباسي در سال
84
|
... پس از پایان مرحلۀ اول نمایش خلاق در بم
(در سال های 82 و 83 که به تفصیل آن نوشته ام) دو حرکت دیگر در
این مورد داشتم که یکی کارگاهی آموزشی برای مدیران و مربیان
مهدکودک های کرمان بود. کارگاه البته خیلی فشرده بود و بیشتر
جنبۀ نظری داشت. قصدم آشنا کردن آن ها با این نمایش پرورشی
بود. حرکت دیگر آموزش تعدادی از داوطلبان تئاتر و آشنا کردن آن
ها با نمایش خلاق بود. مدت ها انجمن نمایش پیگیری می کرد که
بالاخره پذیرفتم. کار چند جلسه ای هم طول کشید (بیش از یک
ماه)، اما به نظرم تفننی آمد و به بهانه
ي جای نامناسب آن را قطع
کردم. درست فکر کرده بودم. جز تعدادی از آن ها که با علاقه
کار می کردند، یقیه قصدشان چیز دیگری بود و من واقعاً وقت برای
تلف کردن ندارم.
حادثه ای که در این بین پیش آمد، سفر دکتر
پرویز ممنون به کرمان بود. آقای ممنون از چند ماه پیش با دکتر
قادری و من تماس گرفته و اظهار علاقه کرده بود که به عنوان
ماموریت فرهنگی از اتریش به دانشگاه کرمان بیاید. ما هم
هماهنگی کردیم و مسئولان دانشگاه نیز استقبال کردند و ایشان در
بهار 84 به کرمان آمد و در دانشکده ادبیات راجع به ادبیات
نمایشی معاصر اتریش سخنرانی کرد. هماهنگی کردم که جلسه ای هم
در جمع بچه های تئاتر در کانون هنر صحبت کند که خیلی هم جلسۀ
خوبی شد و خاطرۀ خوبی از سفر او برجا ماند. در یکی دو روزی که
با هم بودیم به من گفت که پول مختصری (دو میلیون تومان) از بچه
های اتریش برای کمک به بچه های بم جمع کرده و از من خواست که
برای هزینه کردن آن اقدام کنم. کار سختی بود و راستش خیلی
علاقه ای به گرفتن پول نداشتم. این بود که پیش روی خود او به
دکتر زند زنگ زدم و خواستم با ارتباط هایی که در بم دارد، جای
مصرف آن را معین و پیشنهاد کند. دکتر ممنون رفت و موضوع همچنان
مسکوت ماند. یکی دوبار دوستان ما پیشنهادهایی دادند، از جمله
خریدن گاو برای یک خانواده روستایی و امثال آن که خیلی پیگیری
نشد. در واقع کمی از این قضیه ناراحت بودم و فکر می کردم که
بالاخره باید کاری می شد و تاخیر توجیهی ندارد. این بود که
پیگیری کردم و بالاخره دوستان بمی من پیشنهاد کردند که چرا کار
داوطلبانۀ پارسال را از این طریق دنبال نمی کنی
؟
ادامۀ کار نمایش خلاق، به دکتر ممنون
نوشتم و موضوع را گفتم. خیلی استقبال کرد که بالاخره مسئولیت را
پذیرفتم. حسابی دو نفره ـ با دکتر زند ـ باز کردیم و پول را از
تهران فرستادند.
در این حیص و بیص احمد شهدادی روزی پیشم آمد و
گفت ده پانزده نفری از بچه ها از تحصیل کرده های تئاتر و باقی
علاقمندان تجربی جمع شده اند که دوباره کلاس نمایش خلاق را
برقرار کنیم و این بار کسانی باشند که واقعاً علاقمندند. مثل
این که همه چیز داشت جور می شد. موضوع بم را به او گفتم و قرار
شد برنامه ریزی کنیم. برای جمعه قرار گذاشتیم. به فدایی هم که
فوق لیسانس سینماست زنگ زدم که کار را به صورتی مستند کنیم.
آقای فدایی آموزشگاهی دارد و خودش هم علاقمند نمایش خلاق است و
در هنرستان دختران آن را تدریس می کند ...
برنامۀ ما این است که چندجلسه ای کار نمایش
خلاق را هماهنگ کنیم. در این مورد کتابی هم آماده کرده ام که
دادم تکثیر کنند. بعد برای دو ماه تابستان برنامه داریم که چند
نفر از مربیان را برای کار با بچه های کانون های محلات به بم
بفرستیم ـ کلاس ها در سطح دبستان، راهنمایی و دبیرستان برای
بچه های بم برگزار می شود. هر کلاس حدود 20 نفر شرکت کننده
دارد و جمعاً 9 کلاس می شود. برای هر کلاس دو نفر کمک مربی، از
مربیان که قبلاً با آن ها در بم کار کرده ام، انتخاب می کنیم.
به مربیان و کمک مربیان طبق تعرفۀ مناسبی با قرارداد پرداخت می
کنیم، به شرکت کنندگان بین وعده خوراکی می دهند. هزینۀ ایاب و
ذهاب و خورد و خوراک مربیان هم محاسبه می شود هنوز نمی دانم
چقدر هزینه می شود. بیشتر هم شد مهم نیست. امیدوارم کار طوری
با قدرت و انسجام انجام شود که بتوان آن را به نهضتی در نمایش
خلاق تبدیل کرد. می توان از تجربه های به دست آمده به خوبی
استفاده کرد.
84/4/8
کرمان، يدالله آقا عباسي
|